حسن حسن زاده آملى
456
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
و مشابه عالم عينى مىگردد ، لذا مشايخ اهل علم و عرفان تصريح فرمودهاند كه : « عالم ، صورت آدم يعنى انسان كامل است » . چو آدم را فرستاديم بيرون * جمال خويش بر صحرا نهاديم ابن ابى جمهور - قدّس سرّه - در « مجلى » از امير المؤمنين عليه السّلام ، و فيض - رضوان اللّه تعالى عليه - در « صافى » از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند : « 1 » الصّورة الانسانيّة هى اكبر حجج اللّه على خلقه ، و هى الكتاب الّذى كتبه بيده ، و هى الهيكل الّذى بناه بحكمته ، و هى مجموع صور العالمين ، و هى المختصر من اللّوح المحفوظ ، و هى الشّاهدة على كلّ غائب ، و هى الحجّة على كلّ جاحد ، و هى الطّريق المستقيم الى كلّ خير ، و هى الجسر ( الصّراط خ ل ) الممدود بين الجنّة و النّار . چه مهر بود كه بسرشته يار در گل من * چه گنج بود كه بنهاد دوست در دل من به دست خويش چهل صبح باغبان ازل * نماند تخم گلى تا نكاشت در گل من غرض اينكه عالم ، صورت فعليّهء آدم است « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » « 2 » . و عالم و آدم مظاهر اسماء و صفات الهىاند بلكه « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ « 3 » » ، و به تعبير خواجهء طوسى در آغاز « آغاز و انجام » : « سپاس آفريدگارى را كه آغاز همه از اوست و انجام همه با اوست بلكه خود همه اوست » . لذا مبدأ ، عين معاد است كه بدايت و غايت وجود و ايجاد است ، و تفاوت به دو اعتبار است ، « إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى » « 4 » . كب - تبصره : اتّحاد يكى شدن دو چيز است ، و از آنچه كه در حقيقت علم و اتّحاد آن با معلوم گفتهايم دانسته شد كه علم و عالم و معلوم مفاهيم متعدّدهاند و از يكديگر ممتاز و با هم متغايراند و در وجود ، يك وجود و شخصيّت و يك ذات
--> ( 1 ) - « شرح اسماء » متأله سبزوارى ، ص 12 . ( 2 ) - سورهء بقره 2 - آيهء 31 . ( 3 ) - سورهء حديد 57 - آيهء 3 . ( 4 ) - سورهء علق 96 - آيهء 8 .